تبلیغات
غریبانه ها...
صفحه نخست تماس با ما ایمیل آر اس اس
غریبانه ها...
وبلاگ متعلق به من نیست....بدون ذکر منبع از مطالب استفاده کنید
منوی اصلی
مطالب پیشین
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
همونجور که انتظار داری دیگران دستتو بگیرن بقیه رو کمک میکنی؟







آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

کمی غریب بودن لازم است...نامت که گم شد...شاید خدا خریدارش باشد به شرط اخلاص
جستجو


پخش زنده حرم ها
پخش زنده حرم
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ارسال شده در سه شنبه 7 بهمن 1393 ساعت 05:24 ب.ظ توسط یه غریب ....
بسم الرئوف


خدایا ...منم....بازگشته ام
دلم گرفته از همه...کمی پرواز میخواهم

خدایا این بار مرا ببر...
دیگر تاب هیچ ندارم..هیچ
تحمل هیچ جایی را خالی ندارم


خدایا پرم کن از حودت...
دلم تحمل هیچ جز خودت را ندارد

ببر مرا ازین زمین
ببر مرا به سوی خود
بگذار کنارت بمانم

خدایای کمی تورا میخواهم
دلم درین قفس گرفته است...گرفته است...



اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ارسال شده در شنبه 11 مرداد 1393 ساعت 08:46 ب.ظ توسط یه غریب ....
بسم الله

اینجا غزه است
صدای مرا از زیر باران بمب ها میشنوید

این روز ها جای آفتاب فسفر سفید روی مردم میریزد

اینجا یتیم شدن چسزس عادیست

اینجا دیگر نمیپرسند جوانمرگ شد

میگویند چه جالب جوانی زنده ماند

اینجا با خون پرچم را نگه میدارند

راستی چه این صحنه نزدیک به عاشوراست

منتها این بار کوفیان....


اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ارسال شده در شنبه 4 مرداد 1393 ساعت 12:45 ق.ظ توسط یه غریب ....
بسم الله

بعد مدتها اومدم یه پست بذارم


امسال سر نذری وظیفه پاک کردن عدسا با من بود
(حتما هم فهمیدین نذری عدس پلو بود)

منم توذهن خودم با بیرحمی تموم
داشتم عدس پاک میکردم
نصفه نیمه ها کنار
بیرنگ و روها کنار

بعد ادمارو داشتم مثه عدسا تقسیم میکردم میگفتم خداهم همینکارو میکنه

میگه بیرنگ و رو ها کنار
این نصفه ها هم نباشن بهتره


ولی خب مامانم از راه رسید گف دختر چیکار میکنی؟؟؟

فقط سنگ و آشغالشو بگیر

بقیهشونو هدر نده

خدا بدجور زد تو ذوقم

میخواست بگه نه من بنده هامو اینجوری جدا نمیکنم

سنگ جلو پاشون نمیندازم

من بنده هامو دوس دارم

عاشقشونم  فرقی نداره نصفه نیمن
بی رنگ و روهستن
با رنگ و روهستن

من برا همشون همون خدام

خدا....

فقط خواستم بگم
اگه ما تو ذهنمون بی رحمیم
مطمئن باشید خدا اینجوری نیس


اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم



ارسال شده در یکشنبه 15 تیر 1393 ساعت 10:26 ب.ظ توسط یه غریب ....
بسم الله

بعضی کپی ها نیازه!

به گزارش مشرق، مادر شهید علی خلیلی با انتشار نامه‌ای از مردم ایران به خاطر اعلام همدردی‌شان قدردانی کرد. متن این نامه که در اختیار «وطن امروز» قرار گرفته به این شرح است:

به نام خدای شهیدان

هر آنچه خداوند بزرگ مقدر فرموده و حکمتش بر آن تعلق گرفته بنده‌ای را توان تغییر آن نیست. بر آنچه او مقدر فرموده شاکریم و بر آنچه نداده و گرفته صابر. 

اینجانب به بهانه اربعین عروج فرزندم بر خود فرض می‌دانم از همه بزرگواران و عزیزانی که در این ایام متحمل زحمات فراوان شدند صمیمانه قدردانی و سپاسگزاری نمایم. در راس همه اینها لازم می‌دانم از رهبر بزرگوار و عظیم‌الشأن انقلاب که با فرستادن نماینده محترمشان به مراسم سوم شهید از خانواده سرباز شهیدشان تفقد و دلجویی کردند صمیمانه شکرگزاری و قدردانی کرده و عرض کنم که «سر خم می ‌سلامت، شکند اگر سبویی» و بر خود لازم می‌دانم متواضعانه از مراجع عظام تقلید و توجه و حضورشان در مراسمات فرزند شهیدم تقدیر و تشکر کنم. 

همچنین از مقامات محترم کشوری و لشکری، نیروی مقاومت بسیج، روحانیت محترم بویژه مدیران، اساتید و همسنگران علی که در ایام بیماری او صبورانه به پرستاری از وی پرداخته و پس از شهادت او زحمات فراوانی را برای تشییع، خاکسپاری و مراسمات متحمل شدند و شبانه‌روز در تکاپو بودند، صمیمانه سپاس و تشکر دارم. و در آخر از کلیه افراد اعم از اقوام، همسایگان و هموطنان قدرشناس میهن‌مان، خالصانه و صمیمانه قدرشناسی و سپاسگزاری می‌نمایم. امید است همگان مورد عنایت خاصه حضرت احدیت و اولیائش قرار بگیریم.

عزیز دلم علی جان!
تو مرد به دنیا آمدی، مرد بزرگ شدی و مردانه به شهادت رسیدی. شهادتت مبارک عزیز دلم.

مشتاق‌فر / مادر شهید علی خلیلی

نقل از مشرق

ارسال شده در چهارشنبه 11 تیر 1393 ساعت 10:00 ب.ظ توسط یه غریب ....
بسم الله

نمیدونم چی بنویسم
گیج گیجم

دستم میلرزه
یخ کردم
دلم میخواد در عین سکوت داد بزنم

خدایا من چرا اینجوریم

چرا اینقدر سنگم

چرا میدونم دنیا داره میره سمت ظلم یه بار نگفتم آقا جون کجایی

چرا وقتی میدونم کرور کرور آدم میکشن 

اونم ناحق

بازم نشستم بروبر نگاه کردم

خدایا من کجای این دنیام


خدایا 
نمیگم آدمم کن آدم شدنم به اختیار خودمه

کمکم کن آدم شم
توفیق بده آدم شم
اینقد دل مولامو خون نکنم...


اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



ارسال شده در جمعه 6 تیر 1393 ساعت 06:37 ب.ظ توسط یه غریب ....
بسم الله

دلم میخواهد دور شوم
دور شوم ازین دنیا

دنیایی که همه چیز فقط میگذرد

حتی دوستی ها

حتی عشق

حتی خوبی ها

میدان گذر...

ولی نمیگذرد غفلت ما


بال و پر بکشم

بروم زین خاک

بروم تا به خدا

که همه چیز ماندنیست

همه چیز....

حتی عشق


اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



ارسال شده در سه شنبه 3 تیر 1393 ساعت 11:04 ق.ظ توسط یه غریب ....
بسم الله

دلم تنگ
غروبم ارغوانی رنگ

منم درگیر این دنیا
در غفلتی پر از زیبا
البته برای ذهن خواب زده ی من

دستانم خسته
دلم پر از زخم

در حسرت افلاک و پای در گل

سر ز شرم پایین و در امید دیدار

مگر کنی یک لحظه نگاهم

ندارم روی صحبت ولی

مثلا هر جمعه در انتظارم

آنقدر شدم یاغی

که خجالت میکشم بخوانم ندبه ای به یادت

ندارد این قصه پایانی

قصه ی من و غفلت و یاد پر بارانت...


التماس دعا


اللهم صل علی محمد وآل محمد

اللهم عجل لولیک الفرج



ارسال شده در پنجشنبه 24 بهمن 1392 ساعت 12:02 ب.ظ توسط یه غریب ....
بسم رب العالمین

سلام

ایندفعه درد نگاشته هایم نه از جنس آسمان است و نه از آسمانی ها

همین جاست..روی همین کره ی خاکی ما

لا به لای چشم های کور ما

از همانجا که یاد دادیم به چشمانمان نبیند  گریه های تاریک اطرافمان را

نبیند سختی های در خفای آدم های غرق در خودشان را

یاد دادیم به دستمان نگیرد دست نیازمندی را

و توجیه این همه این بود...


دروغ میگوید


یادمان رفت ....خودمان چقدر به خدا دروغ گفتیم...دروغ های دانه درشت هم گفتیم



یادمان رفت چقد خودمان به خودمان دروغ گفتیم...


و حالا دلیل اتهاممان به مشکلات اطرافمان..

آری فلان کسک دروغ گفته


وقتش نیست عینکمان عوض شود؟؟؟؟



اللهم صل علی محمد و آل محمد

اللهم عجل لولیک الفرج




ارسال شده در چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت 11:08 ق.ظ توسط یه غریب ....
بسم الله

سلام

سلامی گرم به خدایی که نزدیک همین نزدیکیست

همان جایی که همیشه فراموش میکنم

چون همیشه هست...همیشه بوده

و مطمئنم همیشه خواهد بود

اما خدا

روز هاییست بندگی ز یادم رفته

فراموش کرده ام درد دل های ان روزهارا

تب کربلا را یادت هست؟

سوختگی هایش مانده خودش را بردی

چون لیاقت نداشتم

حق داری از من ناراحت باشی

وقتی بنده هایت کسانی چون علی و فاطمه اند.....

من حتی نمیتوانم بگویم دوستدار تو ام.....

غافلم و بس


غافل


خدایا ولی

در هیایهوی همین غافلی

دلم ذزه ای..

گرچه ویرانه است


تورا میخواهد...

می آیی؟



اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم صل علی محمد و آل محمد





ارسال شده در جمعه 22 شهریور 1392 ساعت 12:44 ب.ظ توسط یه غریب ....
بسم الله


قلم را روی کاغذ میگذارم

هنوز هم نمیدانم چه نیرویی مرا وادار میکرد بنویسم

و اینگونه مرا عاشق کرد

فقط میدانم

بعد دوسال نوشتن در باب تو


هنوز هم....هیچم


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم عجل لولیک الفرج

ارسال شده در شنبه 26 مرداد 1392 ساعت 01:01 ب.ظ توسط یه غریب ....
بسم الله



عشق درد دارد 

و درد عشق می اورد

و خدا آدم را خلق کرد


که عاشق باشد

افسوس بین این همه

من عاشق نبودن را گزیدم




اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم عجل لولیک الفرج

ارسال شده در سه شنبه 25 تیر 1392 ساعت 09:50 ب.ظ توسط یه غریب ....
بسم الله

این دفعه مسئله این نیست

مسئله این نیست که باشی یا نباشی

هستی

مسئله بودن ماست


که هر جمعه

از زیر بار حرف تو

با شرمندگی


در میرویم


اللهم صل علی محمد و آل محمد

اللهم عجل لولیک الفرج

ارسال شده در پنجشنبه 20 تیر 1392 ساعت 04:28 ب.ظ توسط یه غریب ....
بسم الله


و این بارنه ملائک را فرستاد برای صدا زدن

 نه حسینش را

نه علی و نه زهرایش را

و نه حتی محمدش را


این بار خود در خانه ات را زد

گفت بیا

من خدای تو ام

آمده ام تو را ببرم مهمانی

خانه ی خودم

بیا


و از خدا مهمان نواز تر سراغ داری؟؟؟


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم عجل لولیک الفرج







ارسال شده در شنبه 8 تیر 1392 ساعت 11:16 ب.ظ توسط یه غریب ....
بسم الله

نرفت

پرکشید

انکه پرو بال شکسته باز میگردد رفته است

و انکه بالهایش را تمرین میدهد

در مسابقات جام مردمی به خدا رسیدن

پر میکشد

نمیرود

قهرمان میشود

آری

شهید اینگونه است


اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ارسال شده در جمعه 31 خرداد 1392 ساعت 09:36 ق.ظ توسط یه غریب ....
بسم الله

چقدر این روز ها معنای همه چیز تغییر کرده است

سیاه را سفید میبینیم و سفید را سیاه

چشم دل در حجاب کردیم با چشم سر دنیا را میبینیم

پول را ملاک میدانیم و دل را هیچ

پاکی در ما ب پاکی دست و صورت خلاصه شده...دل هرچه میخواهد چرکین باشد مهم نیست


دیگر چرا ندارد نیامدنت مولای من....


اللهم صل علی محمو و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم عجل لولیک الفرج





تعداد صفحات : 4

 | 1 |  2 |  3 |  4 |